حاشیه های دربی ۷۷
معمولا تلاش میکنم بازی های این چند تیم را دنبال کنم. با این وصف طبیعی است که دیدن دربی تهران را از واجبات بدانم.بازی استقلال پرسپولیس امسال بازی بیهوده ای بود که اینهمه آدم را معطل خودش کرد. من کارشناس و مفسر فوتبال نیستم و تقریبا هیچگاه نتوانستم مثل اینهمه مفسر که توی کوچه و خیابان هستند فوتبالها را تفسیر و تحلیل کنم. اما....من آدم حاشیه نگاری هستم. یه عبارتی یک چیزهایی از هر موضوع را میفهمم که دقیقا به عنوان حاشیه محسوب میشود....حاشیه هایی که گاهی مهمتر از متن میشوند. روز جمعه هم در این فوتبال چند تا حاشیه بود که برایم به چشم میآمد:
۱-بازی دربی شلوغ و پر جمعیت آعاز شد...تماشاگر ها و تماشاگر نما ها دو سوی زمین را قرمز و آبی کرده و نشسته اند.از تشویق های پر شور و هیجان مرسوم در این دربی ها خبری نیست. اوایل بازی گاهی صدایی پر شور و هیجان و یکنواخت به گوش میرسید. اما در نیمه ی دوم رفته رفته کم شد. از حدود دقیقه ۷۰ تقریبا تشویقی وجود نداشت.
۲- از حدود دقیقه ۷۰ سکوهای ورزشگاه رو به کچل شدن میرفت. ابتدا با سرعت کم و بعدتر با سرعت زیاد تماشاگرها ووزشگاه را ترک میکردند.
۳-پشت و روی لباس این دوتیم(به عنوان پر طرفدار ترین تیمهای باشگاهی ایران و با کمی اغماض آسیا) یک بیلبورد تبلیغاتی محسوب میشد.باور میکنید:هواپیمایی زاگرس،ویستر،بانک گردشگری،بازار مبل ایران،ماژول،ذوب آهن سهند غرب....باور میکنید اینها نامها و برندهایی اند که روی پیراهن دو تیم فوتبالی تنها در یک بازی نقش بسته اند؟
۴-یک بازی فوتبال به خصوص یک دربی که میلیونها نفر آنهرا زنده تماشا میکنند. حدود ۱۰۰ هزار نفر آن را از نزدیک میبینند،برای دو تیم مهمترین بازی در جام محسوب میشود و ...یعنی که هیجان دو تیم در بالاترین سطح بایستی باشد. گاهی در گفتگوهای رادیویی پیشکسوتان درباره ی دربی گفته میشود که آنان خواب این بازی را میدیده اند و ...و البته که تهییج بازیکانان به شکل معقول میتواند در بالارفتن کیفیت و جنگندگی بازیکنان نقش مهمی داشته باشد....حالا چرا اینها را گفتم: در دو سه نمای نزدیک تلویزیونی از نیمکت تیم پرسپولیس،اقایی که سمت سرپرستی یا هماهنگی تیم را دارد کاملا خواب بود، چشمانی پف کرده و خسته...در نمایی دیگر یکی از بازیکنان همین تیم حمیازه ای کشدار میکرد(روی نیمکت) که البته بعدا دراواخر بازی او را به زمین آوردند ....
همه ی این حواشی و حواشی های دیگر که برای من مهم هستند...باعث میشود فکر کنم که بایستی فاتحه ی این فوتابل را خواند....فاتحه مع الصلوات.
باغ به باغ