کمپین کلوخ و کمپین سطل یخ.... میان ماه من تا ماه گردون
ایده ایده ای بسیار تند و تیز است ...متنی که در توصیف این کمپین دیدم هم به همینگونه . تیز و برنده به نظر میآید. اما از منظر من....تیزی اش تنها در حد همین پست و حرف باقی مانده است . به نظرم ایرادی که دکتر کرمی عزیز به همه ی محیط زیستی ها(همه ی نسبی) میگیرد اینجا به خود او وارد است. بی عملی از سر و روی این ایده میبارد...سانتی مانتالیزم هم به هچنین. ایده ایسا بدون هیچ نوع عمل و یا قصه ای....
بگذارید ببنیم قصه ی چالش سطل یخ چگونه موجود بود که اینگونه در ایران و جهان راه یافت و راه رفت:
ایده ای که مجموعه ای اکت یا رفتار تعیین شده دارد: سطل آب یخ بر سر بریزید ، سه نفر را دعوت کنید ، پول بدهید
ایده ای که به چالش میکشاند تان: آب یخ بریزید(! یخ) ، ۲۴ ساعت برای تصمیم گیری بیشتر فرصت ندارید، در شرایط ناهمگون اجتماعی قرار بگیرید ( از لباس و آرایش و ...باید بگذرید)
ایده ای که دیگران مشتاق دیدارش خواهند بود: دیگران دوست دارند قیافه ی دوستان و یا سلبریتی های مشهور و مورد علاقه شان را با ظاهری متفاوت و در هم ریخته ببینند ، خارج از چارچوبهای همیشگی. این آدمها شاید معلم باشند ، شایدستاره ی هالیوود، شاید مربی فوتبال ، شاید دختر همسایه ، شاید،شاید شاید شاید....
ایده ای که شادی آفرین است: این ایده مملو از یک رفتار شادانه است. آب بازی از دیرباز تا کنون و احیانا آینده پر از شادی و لذت است. آنقدر که الان پارکهای آب بازی با عظمت و شکوه و جلال دارند برای شاد کردن مردم از آن ایده میسازند، آنقدر که همگان حداقل سالی یکبار به طبیعت آبی رفته و تنی به آب میزنند و ....
ایده ای که مسیر تعریف شده ی دارد: وقتی آبی بر سر میریزید و یخ میزنید ، میدانید که میتوانید علاوه بر این آب بازی ، پولی بدهید ، به کجا ؟جایش معلوم است . برای چه هدفی ؟هدفش هم معلوم است ، چگونه ؟ اینهم معلوم است و ...به عبارتی روایت هدفمندانه ی این فعالیت از پیش تعیین شده است.
حالا ببینیم این کمپین کلوخ که گفته شده و نوشته شده و طرفدارانی هم یافته چیست؟ کدام شناسه ها را دارد و کدام را ندارد....
آیا اکت تعیین شده در آن وجود دارد؟ بله ، کلوخ بکوبید بر سرتان...و بعد؟ هر چند نفر را میخواهید دعوت کنید ، تقریبا فله ای.
چالش برانگیز است؟ بله. خودتان را خاکی کنید.
آیا دیگران اشتیاقی برای دیدنش دارند؟ به نظرم اگر سلبریتی ها نباشند.دیدنی ندارد.
شادی آفرین است؟ بی گمان نیست.
آیا مسیر تعریف شده دارد؟ تقریبا نه....هیچی.
حالا به نظرم میتوانم تعریفی از سانتی مانتالیزم در محیط زیست بدهم. این که وقتی یک موجی راه می افتد سوار بر آن شویم ، ایده را بگیریم(که ایرادی ندارد) آن را به حداقلها تقلیل دهیم ( تقریبا همه ی فاکتورهای مثبتش را حذف کنیم) به جای هر عملی ، در باره اش حرف بزنیم با کمترین هزینه ها.
تا کنون من هیچ فیلمی ندیدم که یکی از طراحان این مجموعه کلوخی بر سر زده باشد(خاک بمالد یا کلوخ بکوبد یا ...) بعد هم وقتی این کار را میکند ، مثلا بگوید خوب من برای اینکه از محیط زیستم حفاظت کنم علاوه بر اینکه کلوخ بر سر کوبیدم چه کار دیگری انجام دهم؟ حداقل این طرح هیچ پاسخی ندارد...هیچ مطلق.
بعد...ایا این ایده امیدواری هم میدهد؟ به نظرم هیچ. هیچ مطلق.
بعدتر ، آیا این ایده سطح حداقلی ای از شادمانی دارد؟ بیگمان نه....پس چرا باید دیگران آن را دنبال کنند و دست به دست بگردانندش...؟ دلیلی نیست...دلیلی نیست....
آقایان ، خانومها . این رسمش نیست. موج سواری هم رسم رسومی دارد...شیفته ی ادبات هستیم. قبول....اما ایجاد موج های اجتماعی کاری نیست که از عهده ی هر کسی برآید. ادابی دارد. اصول و قواعدی دارد....من این را سانتیمانتالیزمی میگویم که خودمان آن را پرورانده ایم....

باغ به باغ