بخوان...
برای این روزها و شبها خواهم خواند:
بخوان به مويه بر اين شام بي سپيده بخوان
بخوان به قامت سروي كه شد خميده بخوان
بخوان براي جدايي، بخوان براي سفر
به آهوان از اين دشت ها رميده بخوان
به گل، به سبزه، به جنگل، به جويبار تهي
به آشيانه مرغان پركشيده بخوان
بخوان به اين شب تار و پياله هاي تهي
به آتشي كه خزان بر چمن دميده بخوان
شاعر:احمد حيدربيگي
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۸۶ ساعت 6:27 توسط محمد رضا نوروزی
|
باغ به باغ