هزار و یک شب-شب 15
روز نجوم رو برگزار میکنیم.مثل همه ی این سالهای اخیر...مثل همه ی اون سالها از صبح دویدن ها و...با ارزش بود و لذت بخش...بچه ها همه ی توانشون رو صرف کار کردند و عالی هم کار کردند....شب میشه، یک برنامه ی نقالی میرم و ...بعد از تمیز کردن پارک...مراسم کیک خوری و...اما......غمگین میشم...تنهام....بابک(دوست قدیمها) پوریا(دوست جدیدترها) و شاهین۰یکی از بهترین دوستهام)نیستند....خدا رو شکر مسعود بود....اما تنهام...یاد اون سالهای قبلتر به خیر...چه شبهای زیبایی بود.
+ نوشته شده در شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت 10:28 توسط محمد رضا نوروزی
|
باغ به باغ