بخندیم با همه وجود...
اشتغالزايى
يك نفر به اداره كاريابى مراجعه مىكند و مىگويد: «من دستهايم آسيب ديده و نمىتوانم ديگر سبيلهايم را تاب بدهم. به عبارتديگر از خود اشتغالى محروم شدهام.»
به او جواب مىدهند كه «برو، ما برايت اشتغالزايى مىكنيم.»
يك هفته ديگر يك نفر ديگر به اداره كاريابى مراجعه مىكند و مىگويد: «رئيس كارخانه ما اشتغالزدايى كرده و ما را از كارخانه بيرونانداخته. شما فكرى به حال ما بكنيد.»
به او جواب مىدهند: «هفته پيش يك نفر اينجا آمده بود كه دستهايش آسيب ديده و نمىتواند با سبيلهايش بازى كند. شمامىتوانيد برويد و با سبيلهاى او بازى كنيد.»
متقاضى مىگويد: «نمىشود كار ديگرى براى ما پيدا كنيد؟»
مىپرسند: «اين كار چه ايرادى دارد؟ به قول شاعر برو كار مىكن مگو چيست كار/ كه سرمايه جاودانىست كار.»
متقاضى مىگويد: «مىدانم، كار عار نيست. ولى اگر سبيل طرف را دود بدهند چى؟ دوباره من بىكار مىشوم.»
جواب مىدهند: «نگران نباش، آن وقت دستت را به جاى ديگرى بند مىكنيم.»
آب آلوده (چاپ اصلی در بخارا)
آنچه ما مىنويسيم تداعى معانى نيست و كاملاً واقعيت دارد. ما در يكى از شهركهاىاطراف تهران زندگى مىكنيم. آب اينجا اشكال دارد. شما اگر يك ليوان آب براى خودتان بريزيد،مشاهده خواهيد كرد كه مقدار زيادى شن در كف ليوان است. ياد پرويز شاپور افتاديم كه مىگفتيك نفر را مىشناخته كه مثانهاش 18 سنگ است. مثل ساعت 18 سنگ. اين شخص مىگفتاگر نيما يوشيج از آب شهرك ما مىخورد، به جاى اين كه بگويد:
اى فسانه، فسانه، فسانه
اى خدنگ تو را من نشانه
مىگفت:
اى مثانه، مثانه، مثانه
اى كه سنگ تو را من نشانه
اين كه چيزى نيست. آب يك شهرك پايينتر از ما با نفت قاطى شده. چند وقت پيش يك نفركه برق سه فاز از او پريده بود، دچار سوختگى در بعضى از مناطق جنوبى شده بود.
باز هم آب آلوده
روزنامهاى به نقل از يكى از مسئولان محيط زيست تهران هشدار داده بود كه سبزيجاتكاشته در جنوب تهران كه با آبهاى آلوده آبيارى مىشوند مملو از تخم انگل است. اين مزارع درواقع انگلستان است. همين منبع اضافه كرده بود كه آبيارى سبزيجات و صيفىجات و ميوهجاتبا آبهاى آلوده و پسابهاى خروجى تهران كه انواع آلودگىها و حتى فلزات سنگين را به همراهدارد، از ديد محيط زيست مطلوب نيست.
اگر در مطلب قبلى، نيما شعرش را تغيير داده، در اين مطلب هم خيام رباعىاش را چنين روزآمد كرده است:
اين آب سيه، سيب گلابى بودهست
وين لاى و لجن، شليل نابى بودهست
اين سبزى خوردن كه درين سفره ماست
يك روز مسير فاضلابى بوده است!
در همين راستا «ماهى سياه كوچولو» هم اظهار داشته است كه ما اول «ماهى قرمز كوچولو»بوديم، در آب آلوده تهران تبديل به «ماهى سياه كوچولو» شدهايم. باور نمىكنيد برويد از صمدبهرنگى بپرسيد.
باغ به باغ