یک بار دیگر زمین در ایران لرزید و جمعی کشته شدند و جمعی بزرگتر آسیب فیزیکی دیدند و جمعی بسیار بسیار بزرگ آسیبهای روانی خوردند و همه ی مردم ایران زمین در این آسیبها کم و بیش دخیل شدند...و این نه اولین بار است و نه آخرین بار....و همه  میدانیم که ایران زلزله خیز است....بسیار ریسک پذیر است....آمار میگوید میانگین هر ۴ سال در ایران یک زلزله ی سنگین در ایران رخ داده است...شهر و روستا و ریز و درشت هم ندارد...هر جایی ممکن است این رویداد رخ دهد.

به همین سادگی و همچنان هم  این زلزله ها جان میگیرند....از مردم ما....و ما را چه میشود؟ !!!هیچ....داستان همان است که بود.همان.

یک دو هفته وا اسفا و ناراحتی و نگرانی و آع و واخ و این مقصر بوده و آن بوده. دولت و ملت پش هم به گردن هم تقصیر میاندازند و بعد وعده و وعید  که این کار را میکنیم و آن را انجام میدهیم و این پروسه تا یکی دو ماه و بعد به فاز گزارش دهی و برآورد دادن و ...تا چند ماه پس از آن و در نهایت....فراموشی. و دوباره و دوباره و دوباره....(مرور کنید در حافظه و در آرشیو های خبری...ببینید چیزی غیر از این میابید؟ ) و این البته که مختص ایران نیست....در بسیاری از کشورهای دنیا(جهان اول و سوم هم ندارد) همین است....(و حتی در رویدادهای شخصی تر هم...)

و اینبارهم. آیا بازی همان است که بود...؟! من میگویم همین هست و خواهد بود....هر چند کاش نبود. همه ی ما حسارت دیده ایم. همه ی ما غم داریم و همه ی ما درگیریم...همه ی ما هفتاد و چند میلیون نفر ایرانی در گیریم...و مقصریم و نادانیم و کاش نادم.....