من و عاشقی و شاملو و راهی که سخت است...
هزار کاکلی شاد در چشمان توست
هزار قناری خاموش در گلوی من

امروز سالروز مرگ احمد شاملو بود....شاملویی که من میشناختم از ترجمه ی شعرهای مارگوت بیگل آغاز شد....به خصوص آنکه میگوید عشق عشق می آفریند....این حلقه ی لذت بخشی که از زندگی آغاز میشد و به عشق میرسید....بعد شاملو بود و ترانه های فولکلوریکش...حسینقلی که غم نداشت،اما واسه خنده لب نداشت....و بعد هزاران هزاران شعر کوتاه و بلند....من با شاملو عاشق شدم و عاشقانه نوشتم...باورتون میشه؟ من شاملو و لهجه ی عاشقانه اش رو دوست داشته ام و دارم....امروز سالروز مرگ اوست و من هزار قناری خاموش در گلویم دارم....
+ نوشته شده در دوشنبه دوم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 21:27 توسط محمد رضا نوروزی
|
باغ به باغ