امروز، ۱۷ خرداد ۱۳۹۱....عمارت شمس العماره ی ناصری....به همراه دوستان و همکارانی که هریک در فعالیت خود حرفه ای بودند ،گذر زهره را به تماشا نشستیم....دارم باور میکنم که ما، ساکنان ایرانِ سال ۱۳۹۱ ادمهایی هستیم از جمع خواص...به سختی زیست میکنیم و به رویاهایمان ایمان داریم و برای آن میجنگیم....سیاوش و فواد صفاریان پور هریک به زحمت زیاد برنامه ساختند.دکتر عبدالرشیدی، گزارشی دیگر از سلسله فعالیت های حرفه ای خود را رقم زد، بُرجی ِ عزیز با تلاش مثال زدنی اش کارها را راست و ریست کرد.هماران فنی فعالیتی در خور و مثال زدنی از خود بروز دادند و ارتباطی بین شمس العماره و کیش و برج میلاد برقرار کردند تا خانه های من و شما....نفیسه نعیمی پور، دکتر میرترابی،مهندس صبوری عزیز،مهندس یزدان پناهِ دوست داشتنی،فریبا ثابت،علی  سراجیِ مهربان و همسر همراهش و من کارشناسی این برنامه ی بلند تلویزیونی را انجام دادیم.همه و همه با یک آرزو، با یک امید...گذر زهره ی بعدی  دنیایی آرامتر و شاد تر داشته باشیم....

آی آنهایی که ۱۰۵ سالِ پس از این گذر زهره را شاهد خواهید بود یادتان باشد که ما به سختی زیست کردیم و به رویاهایمان ایمان داشتیم و برایش جنگیدیم.


با دکتر عبدارشیدی عزیز....ساعت ۴:۴۰ بامداد...شمس العماره

برآمدن افتاب از پسِ ِ دماوندِ سترگ-ساعت اندکی مانده به۶ بامداد.شمس الماره کنار برج ساعت

ناهید تاریک در برابر آفتابِ روشن-ساعت ۶:۲۰ بامداد-برج ساعت-شمس العماره

از پس این سالها،هنوز نجوم و پدیده های نجومی مبهوتم میکند.شمس المار، ساعت ۷:۱۰ صبح

و این شادی و کنجکاوی کودکانه-راست به چپ:اریا صبوری، پژمان نوروزی،علی ابراهیی سراجی-شمس العماره-۸ صبح

اینجا بیش از ۲۰ سال خاطره ی مشترک بود.از راست به چپ خانم نعمتی،نفیسه نعیمی پور،پژمان نوروزی،فواد صفاریان پور-شمس العماره-ساعت۸:۴۵ صبح

و ...پایان تا ۱۰۵ سال دیگر...از راست:سیاوش صفاریان پور،خودم،عبدالرشیدی. شمس العماره،ساعت ۹:۱۰ صبح

به یاد میرزا عبدالغفار نجم الدوله.برج شمس العماره، ساعت ۹:۴۵

و صبحانه ی شاهانه!.حیاط کاخ گلستان مثابل شمس العماره -ساعت ۱۰:۱۲ صبح

اتاق اینه...طبقه دوم شمس العماره-ساعت ۱۰:۴۵

همه ی عکسها متعلق به پیمان نوروزی است