تصویرهایی باشکوه و زیبا از پاریس....صبح زود...کوچه هایی خلوت...مردمی که در رفت و آمد هستند. خانمهایی قلمی و خوش پوش ...مردانی شیک و مرتب...توریستهایی با چشمهایی جستجوگر....مغازه ها...کافه هایی با صندلی های حصیری توی پیاده روهای وسیغ...پله ها ...چراغهای روشنایی با ظاهری قدیمی....روزخانه و پلها و قایقهایی پراز مسافر و آن دورترها ....ایفل....

باران...چترهایی رنگارنگ...خیابانهای خیس....رویایی....باران تند...موزیکی کلاسیک و رومانس...آسمانی که حالا تاریک شده...چراغهای زرد روشن و شب...و شب ِ پاریس...عاشقانه...آرام....پر از رویا....پاریس....نیمه شب در پاریس....

اینها شروع فیلم اند. فیلمی که ۲۰۱۱ را برای وودی آلن رقم زد و اورا دوباره سرِ زبانها انداخت....من منتقد فیلم نیستم...اصلا نقد فیلم بلد نیستم...اما یک روزِ کامل که توی خونه موندم این فیلم ر از آرشیوم برداشتم و با بی میلی دیدمش و به انتها که رسید با اشتیاق برای بار دوم دیدمش.

گیل نویسنده ی جوانی است که به همراه نامزدش و خلنواده ی او به پاریس آمده اند. تعطیلات و تجارت و ....او در نیمه شبی که نامزدش برای رقصیدن با دوستانش در یک کلوپ به سر میبرد پای پیاده به سوی هتل میرود و گم میشود. خیابان های پاریسی و مردمانی که انگلیسی نمیدانند. گوشه ای مینشیند و صدای زنگ نیمه شب بلند میشود...پژویی از دوران دهه ی ۲۰ میلدی با سرو صدا میرسد و او سوار میشود....گوشه ای دیگر از پاریس جشنی برپاست....و او بالاخره میفهمد که اینجا پاریس است...در دهه ی ۱۹۲۰ ـ و او هر شب تکرار میکند این رفت و آمد به سالهای ۱۹۲۰ و ۲۰۱۱ را.

فیلم رویایی است...رومانتیک است و نشانه های جالبی از فلسفه ی هنر در سالهای طلایی ۲۰ را به شما عرضه میکند.دالی را میبینید، همینگوی را....همانطور که فیتزجرالدها را میبینید و گوگن را و دلارو را...فیلم زیباست و لذت بخش....پر از شادی و لذت عشق است . رویایی است.