بی خردی های سازمان یافته
دوم ـ چند روز قبل یکی از آشنایان به همراه پسرش در منزل پسر بوده اند و آنجا میخوابند. صبح به علت گاز گرفتگی هر دو(پدر و پسر) بیحال و بی جان پیدا میشوند. بازهم همه چیز به خیر گذشته و هر دو تن زنده اند اما به هر روی آسیب هایی که به مادر خانواده و آشنایانشان از نظر روحی و روانی وارد شده و خودشان در مخمصه افتاده اند و ...بی حساب است....کل هزینه ی پیشگیری از این حادثه کمتر از ۲ هزار تومان خرج بر میداشت و درمان پدر حداقل ۳ میلیون تومان هزینه دارد.
سوم ـ مقابل منزل پدری ام پس از بارش برف یکی دو هفته ی قبل ، درختی قدیمی کچ شده و بیم افتادن آن و خسارت به دیوار منزل و اخیانا خودرویی که کنار کوچه قرار بگیرد و خدای ناکرده فرد یا افرادی که از آنجا گذر میکنند وجود دارد. بیش از ۴ بار با شهرداری برای کنترل و بهبود شرایط تماس گرفتیم و هنوز خبری نشده است. ...
آخر...بی خردی هایی از این دست را تا بخواهید میتوانیم در سطح شهر و جامعه مان ببینیم. من آنها را بی خردی های سازمان یافته اسم داده ام. اینها سازمان یافته اند چون برایشان برنامه داریم. انگار که همه دست به دست هم داده اند که اینگونه رفتار کنند. انگار همه به هم آموزش میدهند که اینگونه باشند. انگار همه میخواهند با شتاب روز افزون خود را و جامعه را به نابودی تمام عیار محکوم کنند....و مشکل اینجاست که اگر کسی خود را از این بازی بیرون بکشد و بخواهد دیگران را نسبت به آن آگاه کند با هزاران تهمت و انگ از بازی بیرون میاندازند...خدایا مرا و مارا از این نابخردی های سازمان یافته رها کن...
باغ به باغ