اول - همین ۴۰ دقیقه قبل یکی از وحشتناکترین تصادفات عمرم رو دیدم...توی این بارونی که سیل آسا میباره و همه ی خیابان ها و اتوبانها رو آبگرفته کرده مجبور به ایستادن شدم. سرِ شمعها رو آب گرفته بود و ماشین خاموش کرد. با زحمت ماشین رو به کناری روندم(آب تا بالای مچ پاهام بود)...فلاشر ها رو روشن کردم. سه گوش خطر رو باز کردم و ۱۰ -۱۵ متر جلوتر گذاشتم.رفتم تا به ماشین رسیدگی کنم.چراغ قوه ای که توی ماشین داشتم باطریش ضعیف بود و من به خودم دشنام میدادم که عجب آدم بی دقتی هستم....یک نیسان پر از بار از کنارم به تندی رد شد و  فقط چند ثانیه لازم بود بگذره تا صدای وحشتناک تصادف بیاد....تازه فهمیده بودم. کمی جلوتر از من یک پراید به همراه خانواده مشکل من رو پیدا کرده بود و در آب مانده بود...نه فلاشر ، نه چراغ خطر ، نه سه گوش خطر و نه هیچ علامت دیگری نداشت....فاجعه بود...پدر خانواده که جلوی خودرو بود لت و پار شده بود...افراد داخل خودرو هم فاجعه بار بود اوضاعشون....کل هزینه ی این ابزار ها و لوازم کمتر از ۳۰ هزار تومان میشد و هزینه ی درمان آنها(اگر زنده بمانند )بیش از ۲۰ میلیون تومان.

دوم ـ چند روز قبل یکی از آشنایان به همراه پسرش در منزل پسر بوده اند و آنجا میخوابند. صبح به علت گاز گرفتگی هر دو(پدر و پسر) بیحال و بی جان پیدا میشوند. بازهم همه چیز به خیر گذشته و هر دو تن زنده اند اما به هر روی آسیب هایی که به مادر خانواده و آشنایانشان از نظر روحی و روانی وارد شده و خودشان در مخمصه افتاده اند و ...بی حساب است....کل هزینه ی پیشگیری از این حادثه کمتر از ۲ هزار تومان خرج بر میداشت و درمان پدر حداقل ۳ میلیون تومان هزینه دارد.


سوم ـ مقابل منزل پدری ام پس از بارش برف یکی دو هفته ی قبل ، درختی قدیمی کچ شده و بیم افتادن آن و خسارت به دیوار منزل و اخیانا خودرویی که کنار کوچه قرار بگیرد و خدای ناکرده فرد یا افرادی که از آنجا گذر میکنند وجود دارد. بیش از ۴ بار با شهرداری برای کنترل و بهبود شرایط تماس گرفتیم و هنوز خبری نشده است. ...


آخر...بی خردی هایی از این دست را تا بخواهید میتوانیم در سطح شهر و جامعه مان ببینیم. من آنها را بی خردی های سازمان یافته اسم داده ام. اینها سازمان یافته اند چون برایشان برنامه داریم. انگار که همه دست به دست هم داده اند که اینگونه رفتار کنند. انگار همه به هم آموزش میدهند که اینگونه باشند. انگار همه میخواهند با شتاب روز افزون خود را و جامعه را به نابودی تمام عیار محکوم کنند....و مشکل اینجاست که اگر کسی خود را از این بازی بیرون بکشد و بخواهد دیگران را نسبت به آن آگاه کند با هزاران تهمت و انگ از بازی بیرون میاندازند...خدایا مرا و مارا از این نابخردی های سازمان یافته رها کن...