من و تو : ماه و زمین وابرهای بی قرار
این روز ها بخشی از حافظه زیبای مرا تشکیل می دهد:
...ماه و حلقه و آسمان شب...یادت هست؟
صبح می شود
بی حضور تو
و من ماه می شوم ، که در مدار تو می گردم....
تو...زمین ِ گمشدۀ من هستی
واین منم ، بی قرار ترین ابر آسمان
که سایه انداخته ام بر زمین ِ خود....
نور می رود
صحنه هم عوض شده:
تو ماهی و من ابر ِ بی قرار....
تو
تو ماه باش...باقی اش بهانه است...
بی دلیل
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور ۱۳۸۵ ساعت 5:9 توسط محمد رضا نوروزی
|
باغ به باغ