سه برنامه...سه گزارش از سر ناچاري و بي حوصلگي و تحريك به نوشتن
جمعيت كمتري نسبت به دوره ي قبل به پاي برج آمده بودند. اما به گمانم خوب بود. همين كه اين تعداد آدم در برنامه حاضر بودند خودش لذتي دارد.اما واقعا بايد براي اين جمع شدن ها برنامه اي انديشيد. نه اين كه موافق برنامه ريزي متمركز براي اين گونه برنامه ها باشم اما در نبود مثالهاي قبلي مناسب وضعيت ميشود چيزي مثل باشگاه نجوم و يا چيزي با كيفيت گپ و گفت هاي بي برنامه ي جواني....خدا به خير بگذراند...
دوشنبه ميان روز رفتم نمايشگاه محيط زيست. بازديد و گزارش گرفتن. آنقدر خلوت بود كه جدا گمان كردم بنا به دلايل معلوم و نامعلوم اين نمايشگاه تعطيل شده است. اما اينگونه نبود. تنها نكته اين بود كه نمايشگاه بي رونق بود. خيلي زياد....تحليلي بر اين نمايشگاه نخواهم كرد فقط نكات زير را كه به نظرم برجسته تر ديده ميشد مي نويسم:
1- همزماني و همسايه بودن سالن هاي برگزاري نمايشگاه محيط زيست و نمايشگاه صنايع آلومينيوم جالب بود.(صنايع آلومينيوم از مهمترين آلوده كننده هاي محيط زيست محسوب مي شوند)
2-نبود حتي يك ان جي او(سمن)محيط زيستي در نمايشگاه واقعا جالب بود.
3-آلاينده ترين صنايع ايران در نمايشگاه محيط زيست خودنمايي و دلبري عجيبي داشتند.سايپا و شركت هاي وابسته،4 شركت سيمان سازي ،3 معدن مس و صنايع تبديلي
4-در اين نمايشگاه حتي تظاهري به حفاظت محيط زيست ديده نمي شد. مثلا حجم زيادي از ظرف و ظروف مصرفي غرفه داران از ظروف يك بار مصرف پلاستيكي تشكيل ميشد.توليد زباله در نهايت بود. از گياهان سر سبز خبري نبود و ...هداياي تبليغاتي هم بيشتر از پلاستيك و فوم و ...ساخته شده بودند(البته در اين بخش نمونه هاي خوبي هم وجود داشت)
5 و 6 و 7 و8 و....خد بخوان حديث مفصل از اين مجمل....
مدتهاي طولاني(شايد بيش از 5 سال)بود كه دلم ميخواست بروم آيينه ورزان و آبشارش را ببينم. اما بنابه دلايل واقعي و غير واقعي ميسر نميشد. حالا در كمتر از يك هفته دو بار اين مسير را رفتم. سه شنبه غروب و جمعه از صبح تا شب. جمعه تنهايي رفتم و سه شنبه با 18 نفر ديگر.آبشاري زيبا است. روستايي دوست داشتني است.مسيري ساده است و فضايي است خلوت و جان ميدهد براي يك پياده روي سبك و بلند دو ساعته .مسير هنوز تميز است(نسبتا)خلاصه كه خوش گذشت و لذتي زايد الوصف داشت هر دو روز ...آبشار آيينه ورزان

باغ به باغ