اوامر ملوكانه ي بهاري 88-4
جارچي هايي كه فرستاده بوديم برگشتند.خاك آلود و نفس زنان في الفور به درگاه آمدند.پيام آوردند كه خرسها بيدار بودند. دادم هم جارچي ها را فلك كنند كه از اين پس پيغام نحس نياورند.هم دادم خرسها را گوشمالي دهند.پدر سوخته ها گمان برده اند شهر هرت است كه هر وقت بخواهند بيدار شوند هروقت خواستند بخوابند. به آنها باشد نظم و نسق امور بر باد است يك سره.
+ نوشته شده در یکشنبه نهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 22:4 توسط محمد رضا نوروزی
|
باغ به باغ