هزار و یک شب-یک شب بعد از شب آخر
شاگرد آدم مثل بچه ی آدمه....نمیشه کاریش کرد...همیشه باهاته.
اینو پریشب به یکی گفتم که برام مهمه...
و:
تو از جون من چی میخوای؟
میخوام بهت درس بدم....می خوام شاگردم باشی....
این چند جمله یکی از با ارزش ترین بخش های فیلم بسیار زیبای "ببر غران-اژدهای" خفته است.
چه دو شب پیاپی زیبایی...من معلم...چه شبهای باشکوهی...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۸۶ ساعت 1:12 توسط محمد رضا نوروزی
|

باغ به باغ