يك ساعت آفتابي ، يك لذت وصف نشدني

ديروز پنجشنبه در كتابخانه وموزه ي ملي ملك همايش جمع و جور اما با ارزشي برگزار شد.گل سرسبد اين همايش سخنراني دكتر باقري بود. او را به راستي و نيكي و علم دوستي ميشناسم.داستان چگونگي يافتن ساعت آفتابي گم شده ي سرتيپ بغايري كه زماني در كنار باغ ملي نصب كرده بوده ، تلاشهايش براي شناسنامه دار كردن اين اثر با ارزش و در نهايت بازپيرايي آن و اهدا به موزه ي ملك واقعا شنيدني و ستودني است.

     

ساعت آفتابي ساخته شده توسط سرتيپ بغايري در دوران ناصري -اين ساعت آفتابي توسط دكتر باقري شناسايي و به موزه ي ملك اهدا شده است.اكنون در بخش شمالي صحن اين موزه  نصب شده است                      

در اين همايش من سخنراني اي با عنوان ساعت هاي آفتابي ويژه در دنيا داشتم و پوريا ناظمي نيز با موضوع نقش و كاركرد هاي ساعت آفتابي در دوران معاصر سخنراني جالبي ارايه كرد.


در حاشيه:

ديدار با شاگرداني كه برخي از آنها را مدتها بود نديده بودم لذت حضور را بيشتر كرد.

                                                


و ديدار با كساني كه خاطره اي مي سازند .سمت راست: آقاي سودبخش از شاگردان دكتر هشترودي -سمت چپ آقاي اندامي (برادر دكتر آذر اندامي كه نامش بر روي عارضه اي در سياره ي زهره خوش ميدرخشد)

                   



و در نهايت قدم زدن در فضاي قاجاري و پهلوي باغ ملي صفايي دارد وصف نشدني

                                          


آخر هفته و يك آبشار سنگي زيبا-آبشار شورآب

نمي دانم تا كنون از نزديك چشمه هاي شگفت انگيز سورت(باداب سورت)را ديده ايد يا نه. اما به هر حال اگر آن را ديده ايد و به شدت از ديدن آن شگفت زده شده ايد پس حتما سري به آبشار سنگي شورآب بزنيد.

اين  آبشار عجيب و بسيار زيبا درست در كنار جاده ي فيروزكوه به قايمشهر قرار دارد. به عبارتي وقتي از فيروزكوه به سوي قايمشهر پيش مي رويد درست قبل از گدوك مي توانيد آن را ببينيد.اين ابشار در آنسوي دره  و پايين دست روستاي شورآب و درست در كنار ريل راه آهن قرار گرفته است. ازكنار جاده كه ميبينيدش چندان جلب توجه نمي كند اما به كنارش كه ميرسيد چيز ديگري است. از آن بالا به آرامي و با كمي ترس از لغزش سنگهاي تيز و برنده مي توانيد پايين بياييد...و هزاران هزار رنگ با شكوه را ببينيد...شكوه عجيبي دارد اين آبشار



                                                                                                    

اي دوست قبولم كن و جانم بستان...

اين شعر از استاد علي بهمني آتش ميزند...آتش ميزند ...به خصوص كه تار و پيانو هم حس تو با هم به صدا در آيند...آتش مي زند:


در دیگران می جویی ام اما بدان ای دوست
                                         این سان نمی یابی زمن حتی نشان ای دوست 
 من در تو گشتم  گم  مرا در خود صدا می زن 
                                         تا پاسخم را بشنوی پژواک سان ای دوست
در آتش تو زاده شد ققنوس شعر من
                                         سردی مکن با این چنین آتش به جان ای دوست
 گفتی بخوان خواندم اگر چه گوش نسپردی
                                        حالا که  لالم خواستی پس خود بخوان ای دوست
من قانعم آن بخت جاویدان نمی خواهم
                                        گر می توانی یک نفس با من بمان ای دوست
یا نه تو هم با هر بهانه شانه خالی کن
                                        از من، من این برشانه ها بار گران ای دوست
نامهربانی را هم از تو دوست خواهم داشت 
                                        بیهوده می کوشی بمانی مهربان ای دوست 
 آنسان که می خواهد دلت با من بگو آری
                                        من دوست دارم حرف دل را بر زبان ای دوست

اي بابا...امان از اين اژدهاي بيدار شده ...اون هم مثل خود من بي نظمه(اصلا شايد همه ي اژدها ها شبيه صاحبانشان باشند...!!!)

حالا...بگذريم...اين هفته اژدهاي بيدارز شده ي درونم...دوشنبه توي جام جم اينها را نوشت:

اين اوليش....

اينم دوميش....


تا روز بعدي و نتيجهي فعاليت اين اژدهاي نا منظم....

قانون يا نظريه...مساله اصلا اين نيست!!

اين متني است كوتاه كه در سال 85 توي گلزار ادب منتشرش كرده بودم.بازخواندن آن مي تواند جالب باشد(از اين پس هر از گاهي برخي از نوشته هاي گلزار ادب را اينجا منتشر مي كنم)
نگارش در تاريخ 85/05/08 توسط محمد رضا نوروزی

هر پدیده ای که در دنیا دیده شود ابتدا مورد توجه خاص دانشمندان قرار میگیرد. آنها با توجه و دقتی مثال زدنی  دنیا را مورد وارسی قرار میدهند و فرضیاتی برای آن در نظر میگیرند. سپس آن نظریات را با آزمایشات فراوان مورد راستی آزمایی قرار میدهند.اگر راستی یا درستی این فرضیات تایید شد آنگاه فرض های ما به قانونی تبدیل میشوند که درستند و در آنها خللی وجود ندارد و البته تاریخ نشان داده که بسیاری از این قوانین بعدها با قوانین دیگری رد میشوند....اما به هر حال موضوع چندان از این پیچیده تر نیست.

خوب ببینیم واقعیت چیست...

در روال بالا ( که بسیاری از دانش آموزان و حتی معلمان ما آن را قبول دارند و درست فرض میکنند...) هیچ نشانی از نظریات علمی نمی بینید...می دانید چرا ؟ چون آن را با فرضیه برابر میگیرند....حتی در بسیاری از کتب علمی آین دو واژه را باهم برابر و هم معنی میدانند( راستی آیا می دانید در اینجا نباید از واژه مترادف استفاده کرد؟) به عبارتی روال ساخته شدن یک قانون علمی را چنین میدانند:

 

مشاهده çفرضیه( یا نظریه)ç آزمایش çقانون

 

در ضمن در این دیدگاه یک ایراد اساسی دیگر هم دارد و آن اینکه یک  قانون تا زمانی که نقض نشده درست فرض می شود و می تواند در دنیا رایج و مورد مصرف باشد....

حالا به یک مثال ساده توجه کنید:

جاذبه قانونی جهان شمول دارد که سالیان درازی است بر دنیای فیزیکی ما سیطره دارد.بر اساس مدل فوق این قانون نباید به نوعی رد شود و اگر رد شود ...و البته در دنیای امروز میشود...بسیاری از قوانین در بخشی از دنیا رد میشود یا درست تر بگویم، اصلا به کار نمی آید مثلا قانون جاذبه در اندازه های بسیار ریز( اتمی ) به راحتی نقض می شود و کاربردی ندارد.مشکل کجاست؟نتیجه چه میشود؟

نیوتون در فرایند دنباله دار و تقریبا بلند مدتی بر اساس آنچه که مشاهده کرده بود به نتایجی رسید . این نتایج نشان دهنده چکونگی رفتار طبیعت بودند. مثلا او بر اساس مشاهدات خود نتیجه گرفت که  یک جسم به جرم m1وجرم دیگری به جرم m2 نیرویی بر هم وارد میکنند که این نیرو به مقدار دور جرم و عکس مجذور فاصله آن دو جرم ربط دارد.  این رابطه( که آن را با یک فرمول ساده ریاضی نیز میتوان نشان داد) بیانگر چگونگی رفتار طبیعت است و اصلا در مورد اینکه چرا این رفتار از طبیعت سر میزند صحبتی به میان نمی آید.

اما اگر نیوتون می خواست ( یا شاید می توانست!!) این رفتار طبیعت  را( که اکنون قانون جاذبه نامیده میشود) توضیح دهد آنگاه باید نظریه جاذبه را پی ریزی میکرد.

حالا اصل قضیه دستگیرتان شد؟ قانون علمی مجموعه بیاناتی است که رفتار طبیعت را توضیح میدهد در حالی که نظریه های علمی برای توصیف قوانین و بیان چگونگی رفتار های طبیعت ساخته میشوند. قوانین چگونگی و نظریات چرا های طبیعت را پاسخ ميدهند.


فيلي بزرگتر از فيل

اگر تصوير اين پست هاي جديد را نمي بينيد دست به گيرنده هاتون نزنيد...فرستنده و گيرنده هاي برخي هاي ديگه از بيخ و بن ايراد داره...

بي خيال تيكه انداختن و اينا....قضيه اينه كه  سايتي كه من از خدمات آپلود رايگان عكسش استفاده ميكردم از فيل هم فيل تر ه و نتيجه اش اين شده كه اين عكسها بالا نمي آيند....فعلا همين....ممنون و با آرزوي  اين كه فرستنده و گيرنده و برخي از دوستان بالادستي بهتر شود...آمين