آهار رفت و برگشت با كلي شعار
ميروم آبشار يخ زده را ميبينم و در محوطه ي امام زاده زير همان درخت هميشگي مينشينم و صبحانه مي خورم و بعد راه ميافتم به پايين...لذت زياد ميبرم...اما...اما...امان از اين سياسي بازي مفرط و بي حساب...
جاي جاي مسير رفت و آمد...پر بود از شعار....مرگ بر اينوري ها....زنده باد اونوري ها....و برعكس...
رنگ قرمز خوبه....رنگ قرمز كثافته....رنگ سبز خوبه....رنگ سبز كثافته ....دنياي بدي شده...زياد...زياد....
از سر بیکاری در فرودگاه
مسافرین محترم...با عرض پوزش از مسافران پرواز 544 ایران ایر به مقصد تبریز تا اطلاع ثانوی تاخیر دارد....
بلافاصله همان خانم با عشوه گری بیشتری میگفت:
لطفا مسافران پرواز ایران ایر شماره 544 به مقصد تبریز جهت تحویل بار به کانتر شماره 4 مراجعه کنند...
خلاصه الان هم که اینها را می نیسم در کافی نت مهرآباد که فقط 2 تا کامپیوتر دارد نشسته ام و از سر بیکاری این مطلب را می نویسم.
15 بهمن ...من و خاطرات زيبا
دوباره سلام كه سلام شروع همه چيز است.حتي صبح
مي نيسم تا باشم....تا بدانم كه هستم....بياييد دوباره بنويسيم و بخوانيم....
باغ به باغ