شعر دسته جمعی

شاید کار بامزه ای از آب در بیاد....بیا یید با هم دیگه یک شعر بگیم.من تک بیتی رو نوشتم. هر کسی توی کامنت خودش از بیت اول شروع کنه به نوشتن و ادامه بدهد تا بالاخره بیت آخر برسه(بیت آخر رو کی میدونه چی هست؟ یا حتی کجاست؟) قالبش رو هم بگذاریم مثنوی تا دست باز تر باشه....خوب ...حالا بازی را شروع کنیم....

وقتی که عاشق می شوم           رنگ شقایق می شوم

حالا حكايت ماست

مورچه خوار زخمی شده بود و بنابراین مجبور بود فقط اسپاگتی بخوره(چون برای خوردنش فقط باید سر اسپاگتی رو میگذاشت توی خرطومش و بعد اونو می مکید). سر دیگر اسپاگتی هم توی دهن مورچه بود...ناگهان مورچه و اسپاگتی با هم به داخل شکم مورچه خوار کشیده شد. مورچه خوار با لذت گفت: اوووم عجب مزه ی خوبی داشت....اما ناگهان مورچه از خرطوم مورچه خوار بیرون پرید و فرار کرد. مورچه خوار ناراحت و عصبانی داد زد...:

آهای مورچه..برگرد. همه ی مزش رو بردی....

حالا حکایت ماست....

همه ی مزش رو بردی

               همه ي مزش رو بردي

احتمالات

سوال:به نظر شما احتمال اینکه با چنگال  سه بار به به یک تکه خیار شور ضربه بزنید و هر سه بار  شاخه های چنگال به همان سوراخ های قبلی فرو رود چه اندازه است؟

پاسخ من: ۱۰۰ درصد

(این برداشت آماری دیشب من بود سر میز شام)