هزار و یک شب- شب 23

شب زیباست....و امشب زیبا تر... تولد برادرشه...برادری که خیلی دوستش دارد...خیلی ...بیشتر از همه ی آرزوهاش...گیرم که این حس را خیلی نشان ندهد.... اما او را دوست دارد...مراقبش هست...نگرانش هست...گاهی لوسش میکند...گاهی به او تندی میکند....دوستش دارد...بیشتر از همه ی خواسته هایش....و امشب تولد اوست و تولدی دیگر....تولد خانواده.پس از ۱۰ سال...همه دور هم هستند .مثل آن روزهای دور....مژگان(خواهرش) و برهان و مبینا. پدر و مادر. همسرش و...خانواده همه هستند.پدر راضی است و مادر خرسند...او هم خوشحال است آنقدر که میتواند همه ی نگرانی هایش را پشت پرده ی نمناکی از شادی پنهان کند...دوست دارد زودتر از این جمع زیبا دور شود...نکند اشک پرده در شود...شاد است....و نگران...برادرش را دوست دارد و خانواده اش را...بیشتر از همه ی آرزو های زیبایش....

ترانه - ژاک پره ور

و ترجمه ای دیگر از فرانسوی...اصل آن زیباست...به واقع زیباست

 

امروز چه روزی است؟

امروز، همه ی زمان هاست

دوست من

امروز تمام زندگی است

بی کم  و کاست

عشق من

ما عشق میورزیم و زندگی میکنیم

زندگی میکنیم و عشق میورزیم

بی آنکه بدانیم

به راستی زندگی چیست

بی آنکه بدانیم

این زمانها چیستند

بی آنکه بدانیم

عشق چیست

 

من و "راهی که سخت است نرفتنی است"

این یک شعر نیست و حتی یک شعرواره ای کوتاه...یکسری خاطرات مشترک من و اوست که تازه دوباره یادش افتادم...با خواندن نامه هایی از قدیم...همین:

 

بازی شبهای دورادور

آبهای سرد

دستهای سرخ

چشمهایی خیره در چشم دیگری

من و" راهی که سخت است و رفتنی نیست..."

چه روزهای زیبای "رفته ای"

چه شبهای افسانه ای و راه های باز "نرفته ای...:

چرا؟چرا؟چرا؟ و فانوسی روشن بر بلندای کوه و آبشار پر خروش..

و شاهامه ها و خانه ها

و نامه ها و رمزها

وآتش و فروغ خفته در خواب و مورچه ها

و تو

و من که دیگر نیستیم در این میانه ها...

و کاوه و بهانه ها

و پالتوی سرخ آن قلمدان پر عطر و خاطره...

و من و تو .....

هزار و یک شب-شب 22

یک ترم تقربا درس نمیده(به جز ۳ تا کلاسی که توی فرزانگان داشت)و حالا تابستان ۹ یا ۱۰ تا کلاس داره....

مطمئنه که دنیا زیباست...اما آدمهاش نه....اونهم بعد از ۳۲-۳۳ سال....

دوباره به دنیای خودش برگشته....بعد از ۵ سال....

میدونه که بازی های سختی را پیش رو داره....از  تک سرفه هاش میفهمه...از سر گیجه ها هم....بازی های سختی پیش رو خواهد بود....

تو هم یادته؟...

دنیا مثل یک چرخ و فلک بزرگه...با دور های مختلف....عجب بازیهایی سخت رو در پیش رو داره...